ترس نقطه مقابل عشقیکی از مهم ترین حقایقی که طی سال ها آموختم کار آموختم این است که: عشق نقطه ی مقابل ترس است. همیشه از نامفهوم بودن  و بیگانه بودن این مسئله برای مردم، متحیر می شوم. در طول چهل سال کار با افراد مشکل دار، متوجه شدم که مسبب اصلی بیشتر مشکلات ترس است.ترس از عشقی که به آن نیاز داریم باز می دارد.

در اینجا نمونه ای از کار روان درمانی را مطرح می کنم: بیمار، مشکلاتی را بیان می کند که باعث فشار عصبی، نارضایتی، رنجش و خشم شدید او شده است. با یکدیگر مشکلات را کند و کاو می کنیم. آن قدر حفر می کنیم و عمیق تر می رویم تا به ریشه و عمق مسئله برسیم. هسته ی مرکزی مسئله ترس است که عمدتاً خود فرد از آن آگاهی ندارد. زمانی که شروع می کنیم و خود را رها می کنیم. سایر «مشکلات» فرد هم به تدریج ناپدید می شوند. ترسی را که عمیقاً در وجودتان دفن شده است، کشف کنید و با آن مبارزه کنید، خواهید دید که مشکلاتتان برطرف می شوند. گرچه در ظاهر کاری ساده به نظر می رسد اما در عمل، بسیار سخت است.