يكي از موضوعات جذاب در حوزه روان مرتبط است با در هم آمخيتگي هاي اشتباه رواني ...

مثلا پسر مادر خودش را با همسرش همسان پنداري كند ... شايد زندگي كردن زير سايه خود مادرشوهر زياد دشوار نباشد ولي زيستن زير سايه مادر شوهر براي زن بيچاره كننده است ... غالب مردها هرگز ازدواج نمي كنند بلكه در همسرشون به دنبال شكل جوان تر مادر خود مي گردند ... و اين موضوع انقدر رايج است كه مادر شوهر در فرهنگ هاي مختلف تبديل به يك نماد از حكميت ظالم شده ...

چرا حالا مرد دنبال ساختن تصوير مادرش در همسرش هست ؟ براي فرار از مسئوليت و يافتن نقطه امن  براي فرار و پناه بردن به آن ...

تنها قسمتي كه فرهنگ غرب خيلي عميق تر و بهتر بهش مدل داده تا فرهنگ شرق جدايي فيزيكي پسر از خانواده در ابتداي جواني و بلوغ است كه در صورت تلاش پسر ميتونه به جدايي رواني و مستقل شدن و در واقع مرد شدن پسر هم كمك كند ...