بدون تعارف از مطرح کردن برخی از موضوعات کمی ابهام دارم و سخت با خودم کنار میام که این کار را بکنم یا نه ...


آیا مردان فطرتا خیانت کارند یا در گذر زمان خیانت کار شدند یا خود کلمه خیانت اشتباه تعبیر شده ؟...


جواب این ۳ سوال را نمیدم و در مورد ماجرایی که اتفاق می افتد و خیانت به معنای امروزی اش رخ می دهد کمی صحبت میکنم...


مرد یعنی انسانی که انرژی مردانه درونش غلبه دارد بر انرژی زنانه درونش و زن یعنی برعکس همین ...


شما وقتی گرسنه هستید غذا براتون جذابه و وقتی تشنه هستید آب و وقتی مرد هستید زن و وقتی زن هستید مرد ...


پس ما روانا جذب اون حوزه ای می شویم که در درونمون پیداش نکردیم ...


جذب چگونه شکل میگیره ؟ آیا اصلا جذب شدن درست است‌؟...


در جواب اینکه جذب شدن درست است یا نه باید بگم هر آنچه نیاز است باید مورد توجه قرار گیرد ولی مدل های مختلف برای توجه بهش داریم که بحث میشه در ادامه و اینکه جذب چگونه رخ میدهد باید بگم که عموما تا سنین میانسالی جذب به صورت بازتاب اون انرژی در گوشت و پوستی بیرونی رخ میدهد و عموما انسان ها از ۱۵ سالگی ماجراهای عاشقانه شان شروع میشود ....


حالا مردی عاشق شد و به زنی رسید ، آیا نباید راضی به این رسیدن باشد و تا پایان عمر خوش و خرم کنار او عاشقانه زیست کند ؟ ...


خوب معلومه شما متوجه منظور نشدید ، گفتیم مرد و زن به دنبال یک تکامل فردی هستند و آن را در درونشون نمیتونن عموما پیدا کنند برای همین میان نمایشی از آن را در دیگری میبینند و جذب او میشوند ... هیچ وصلی روانا رخ نمی دهد در این حالت فقط یک ارگاسم روانی لحظه ای است که چه بسا چشمه ای از آن درخشندگی وجه درونی که به دنبالش هست را هم ببیند و تشنه تر هم بشود ....


حالا موضوع اصلی ، چرا خیانت در مردان بیشتر رخ میدهد تا در زنان ؟...

در واقع این هیچ ربطی به موضوع آگاه تر بودن زنان یا عاقل تر بودن یا ... ندارد و فقط یک دلیل دارد و اونم اینه که مردان در جامعه مردسالار از قدرت زیست وجوه تاریکشان بیشتر میتوانند استفاده کنند تا زنان و زنان به علت حساسیت هایی که این جامعه برای خطاهای زنانه لحاظ کرده و ترس درونیشان از مواجه با پیامدهای اجتماعی آن مقاومت درونی بیشتری دارند ... البته این را من بگم تا ده سال آینده موضوع این پست احتمالا عوض خواهد شد یعنی پست ده سال بعد میشه چرا خیانت در زنان بیشتر رخ می دهد تا در مردان ؟ چون جامعه به سمت قدرت گیری زنان نه در مسیر شفا بلکه در مسیر انتقام در حال حرکت است ...


چی میشه مرد خیانت میکنه ؟....

یه نکته که جا افتاد را بگم که مرد تشنه تایید زن در زندگی است. چون این تایید اون قسمت تاریک درونش یعنی زنانگیش و قلقلک میده ....

از این جا به بعد آنچه میگم برای مردان شما برعکس کنید میشه برای زنان ...

مردان دو چهره زنانه در درونشان دارند که به آن میگویند آنیمای دوگانه یا همان زنانگی دوگانه ...

مثلا اگر دقت کرده باشید عموما مردانی که زن محجبه دارند زن دومشون اصلا محجبه نیست و یا مثلا مردانی که زنی برونگرا دارند به ندرت جذب زنی برونگرا در ارتباط بعدیشون میشن و این همان دوچهره ای است که میخوایم راجبش صحبت کنیم ....


این دو چهره درونی از زنانگی که در مرد هست نمایش دهنده دو جنبه تاریک و روشن مرد برای درک زنانگی است منظور از تاریک و روشن در تضاد بودن است وگرنه موضوع تاریکی یا روشنی مدل زن نیست ...


یک از این دو وجه درونی زنانگی که مرد درکش میکنه بهش در علم روانکاوی میگن آنیمای نور که آرمان گرایی و ارجمندی و اصالت مشخصه اونه و وجه بعدی که به نام آنیمای تاریک شناخته میشه کولی بودن و مخالف مقررات و در چهارچوب نبودن را در خود دارد ، که برای مثال گفتیم تمایز زن دوم مرد با زن اولش از این موضوع ناشی میشه ...


راه حل های فرهنگ های مختلف برای هضم این موضوع زنانگی دوگانه در مردان خیلی جالبه در ادیان صیغه مطرح شده در برخی ادیان آزاد بودن چند زن گرفتن (‌ این خودش مردسالارانه بودن ادیان را هم نشون میده چون چنین حقی برای زنان نیست )‌ یا در برخی فرهنگ ها رابطه بدون ازدواج یا همون ازدواج سفید یا از این مدل راه حل ها که هیچ کدام حل کننده موضوع نیست و تا به امروز هم جهان از حل این موضوع بسیار دور است ....


یک خطر بزرگ این وسط وجود دارد و اون اینه که اگر مردی از این قاعده فرافکنی زنانگی مدام پیروی کند و از زنی به زن دیگر وصل شود ممکن است انرژی زنانه درونش به دلیل عدم وصل پژمرده شود و بمیرد و مرد در میانسالی احساس خلا و پوچی ویرانگر داشته باشد .....


پس نکته اصلی و مهم اینجاست که باید کنترل حرکتی انرژی زنانه را در دست گرفت و نگذارید اون شما را ره دنبال خودش بکشد چون دچار آشوبی روانی خواهید شد ......


راه حل علم روانکاوی این است که مرد با زنی ازدواج کند که حامل یکی از تصاویر زنانگی در درون اوست مثلا زنی که دارای شور و هیجان است حالا عناصر دیگر زنانگی درونش را که در همسرش نیست را با ازدواج یا رابطه مجدد تحصیل نکند بلکه در هنر یا فعالیت های خلاقانه بیرونی که نمادهای بیرونی از آن زنانگی درونی هستند به دست بیاورد که بسیار دشوار و درکش عمیق است و بخش بزرگی از خودشناسی است ....


در زنان هم همینطور الان درسته که به دلیل موضوع جامعه پدر سالارانه این کنترل در زنان هست ولی باید دانست که این موضوع در زنان هم به زودی شایع خواهد شد و راه حل ازدواج با یک تصویر از مردانگی درونی شان و کسب سایر وجوه مردانه در تحصیلات عالی یا شغل مناسب یا فعالیت های اقتصادی متناسب با آن چهره مردانه درونی است ...