لطفا سعی کنید چند لحظه جلوی خشمتان از عنوانی که مطرح شده را بگیرید …

آخرین خیانتی که دیدید چی بوده ؟  پسری که دوستش داشتی و بهش علاقه داشتی رفته با دختری دیگه ؟ دختری که دوستش داشتی رفته با پسر دیگه ؟ کارمندت اطلاعاتت را داده رقیبت ؟ تو صندوق سرمایه گذاری با سود خوب سرمایت و خوابوندی اونا هم کشیدن بالا ؟ …. یا هزار یک مدل خیانت دیگه ای که وجود داره …

حالا یه سوال : چرا عاشق پسری شدی که بهت خیانت کرد ؟ چرا عاشق دختری شدی که بهت خیانت کرد ؟ چرا اعتماد کردی اطلاعات مهم کاریت و بدون محدودیت در اختیار کارمندت گذاشتی ؟ چی شد که تو این صندوق سرمایت و خوابوندی ؟؟

تنها راه حل برای تقویت ضعف های درونی خیانت دیدن است .

اگر بخواهم کمی صادق باشم باید بگم راه دیگری ندارد …

 نمیشه انقدر کتاب بخونی که خیانت نبینی ؟ واقعیت اینه که کتاب خوندن موجب میشه تو وقتی خیانت میبینی بتونی تحلیلش کنی و درسی که باید را ازش بگیری وگرنه مکانیزم درمانی خیانت دیدن فقط با خیانت دیدن طی خواهد شد …

حالا به همه ی اون سوالایی که بالاتر پرسیدم یه چرا بچسبونید . چراعاشق دختری شدی که بعد بهت خیانت کرد ؟؟؟‌…. این اون سوال بزرگیه که تو میتونی یک بحران روحی که برای بعضی ها کشیده شدن به پرتگاه خودکشی هست را تبدیل کنی به یک پل برای بزرگ شدن و حال بهتر کسب کردن …

چون ما عموما از طریق وصل کردن یک عنصر ضعیف در درونمان به شخص یا نمادی بیرونی وارد این مدار خیانت دیدن میشیم یعنی پسری که اعتماد به نفس کافی نداره احتمالا جذب دختری میشه که چنتا دونه تعریف تمجید ازش بکنه و این ضعف درونیش اجازه نمیده که ابعاد مختلف شخصیت دختر را بررسی کنه حالا میره تو زندگی و خیانت ممکنه که ببینه و بعد بیاد بگه همه زن ها خیانت کارند در حالی که این موضوع اصلا ربطی به همه زن ها نداره و بهتره جهت را اشتباه نری چون تو انقدر لنگ موضوع اعتماد به نفست بودی که تا یه نفر چراغ سبزی بهت نشون داد خدا دیدیش و طبیعیه که اگر انسانی را خدا ببینی خیانت خدا را جهنم فرض می کنی ….

آدم عاقل بعد از خیانت دیدن به درونش مراجعه میکنه تا ریشه یابی کنه و درس لازم را برای ادامه مسیر زندگیش بگیره ….

به نظر شما شخصی که مبتلا به سرطان شده بهتره بره به دنبال درمان خودش یا بره همه فست فودی های سطح شهر را آتش بزنه چون یکی از عوامل ایجاد سرطان هستند ؟؟؟ ….