کار مثل غذاست باید آدم را حال بیاورد

دیشب خواهرزاده ام تو تلگرام پیام داد که دایی ، فلان پروژه رو چه مدلی قراردادش رو بستی ؟

بهش گفتم 

گفت : یعنی اگر ضرر و زیان هم رخ بده برای پروژه رو تو تاثیر مستقیم نداره ؟ گفتم : نه 

گفت : چه خوب ، چه چیزایی رو باید لحاظ کنم تا بتونم قراردادی بنویسم برای پروژه ها که ضرر نکنم ؟

گفتم : کتاب بخوان کتاب

گفت : چه کتابی ؟

گفتم : مشکلت دقیقا همینه فکر میکنی سرماخوردگی هست موضوع که باید بری سراغ قرص سرماخوردگی  

گفت : پس چیکار کنم ؟

گفتم : ببین تو جامعه ما 60 درصد حداقل آدم مذهبی وجود دارد و از این 60 درصد 20 درصدشون افراطی 50 درصد معتدل و 30 درصد تقریبا مثل الاکلنگن یعنی مذهبی نیستن ولی با مذهبی ها بر می خورند 

گفت : خوب ؟

گفتم : باید شناخت خوبی روی مذهب این 60 درصد داشته باشی تا بدونی مشتری هایت با این تفکر دنبال چه هدفی هستند در خرید و بتونی جنست را بهشون بفروشی ...

گفت : یعنی کتاب های مذهبی بخونم 

گفتم : نه 

گفت : پس چی

گفتم : این تفکر قرص سرماخوردگی و از ذهنت دور کن 

گفت : چی شد دوباره ؟

گفتم : 40 درصد جامعه ما هم اصلا مذهبی نیستند اونا هم چند دسته دارند برخیشون متنفرند از مذهبی ها برخیشون احترام می گذارند به مذهبی ها و برخیشون هم در مسیر مذهبی شدن هستند

گفت : یعنی می گی هم باید کتاب ها و مطالب اینوری بخونم هم اونوری ؟

گفتم : کتاب بخوان کتاب ، با جهت کتاب نخون اگر میخوای آدم شناس بشی از تفکرات مختلف بخوان 

گفت : جالب شد 

گفتم : ولی عجله نکن هر یک کتابی که بخونی مسلما نتیجه اش رو در کسب و کارت و زندگیت خواهی دید ولی نه مثل قرص سرماخوردگی تو یه شب بلکه تو یه مدت زمان که چرخی به زندگی ات بخورد ...

گفت : فکر میکنم باهات صحبت می کنم فردا تو ختم مادربزرگ !

گفتم : شبت بخیر ، دایی جون ...