نیاز به تفسیر طبیعت علوم پیچیده و اساسی است

خیلی قیاس نابجایی هست ولی میتونه شفاف کننده برای موضوع مهمی باشد ...

دوستانی که با یونگ و فروید و ادبیات این اساتید در حوزه روانشناسی آشنا هستند می دانند که متونی که این دو روانشناس مطرح نوشتن به شدت خشک از لحاظ ادبی و کاملا تفسیری است .

به عنوان مثال یونگ تو یکی از کتبش به نام "کتاب سرخ" میاد میگه که ::

 

«کار بر ناخودآگاه، ابتدا و در درجه ی نخست در مورد خود ما باید انجام شود. بیمارانِ ما، غیر مستقیم از آن بهره می برند. خطر مشتمل است بر توهمِ پیامبریت که اغلب نتیجه ی کار بر ناخودآگاه است. این شیطان است که می گوید: خرد، علم و قدرت های  والای نوع بشر را به تمامی خوار بشمار. این کار هیچ وقت مطلوب نیست ولو آن که مجبوریم[وجود] امر نامعقول را تصدیق کنیم.»

 

 

متن کاملا تفسیری است و اصلا برای ذهن خام و نا آشنا با مفاهیم قابل درک نیست و چه بسا کسانی که آشنا با تعاریف و رابطه آن ها با هم نیستند به راحتی این متن و کتاب را رد کنند ولی باید در نظر داشته باشید که بزرگترین تحولات در حوزه روان انسان از درون همین متون خشک و پر از رمز و راز یونگ پدید آمد ...

 

یونگ به وسیله تفاسیری که از متونش شد شناخته شد یعنی توسط رابرت جانسون یا دبی فورد یا ... کسانی که متن های تحلیلی و پیچیده ولی عمیق یونگ را به ساده ترین شکل ممکن تفسیرش کردند ...

 

قرآن به شدت دچار بی کسی فرهنگی است ، ما قرآن را خواندیم برای رفع مشکلات و تصادف نکردن و آمرزیده شدن اموات و  ... ولی خیلی مسخره است که هدف اش این بوده باشه ، کتابی است برای زندگی ولی این کتاب نیاز به تفسیر های هوشمندانه داره ، ما نیاز داریم یک نفر رمان بنویسد از روی اون نه اینکه بردارند داستان یوسف رو 500 تا کتاب کنند .

مقصر کسی نیست ، هرکس دلش میسوزد خودش باید اولین قدم را بردارد ...

خلاصه کلام ...

دوستان به پست هایی که گرایشات دینی دارد لطفا انقدر گارد نشان ندهید ، بگذارید کمی فکر وارد این متون شود ، مطمئنا امکان کشف الاسراری هست ...

 

 

#معرفی_کتاب #مثنوی_معنوی