درد تو را رهبر است

من چندین ساله دنبال درد میگردم و واقعا هر دوره ای یه درد خفیفی ایجاد شده و منم انصافا نهایت انرژیم رو پاش گذاشتم و درد رو رفع کردم ( درد عاطفی ، درد وابستگی ، درد ندانستن ، درد نتوانستن ، درد ضعیف بودن در مساله ای ، درد .. )ولی خوب هنوز اون دردی که شب و روز درگیرم کند را نیافتم و آن درد عطا شدنی نیست که پدر و مادر یا کروموزوم ها بهتون عطا کنند و تو باید آن درد را به دست بیاری و راهش جستجوست ...

زندگی های خالی از انرژی زندگی های بی درد است ...

لابلای این کتاب ها از متون روانشناسی و روانکاوی و دینی و تاریخی و فرهنگی و اجتماعی دنبال دردی می گردم که جنس من پتانسیل پادزهر شدن برای آن درد را داشته باشه و هنوز دارم می گردم ...

دوستانی که گفته بودن تو چرا یهو کتاب های دینی معرفی می کنی یهو روانشناسی یهو رمان یهو سیاسی و ... دلیلش همینه که من دنبال دستاورد مشخص نیستم من دنبال دردم ...

شاید اگر این متن را مولانا رو نمی کرد من هیچ وقت این موضوع را مطرح نمی کردم ولی به هر حال ...

 

 

هین مزن تو از ملولی آه سرد // درد جو و درد جو و درد ، درد!

 

 

#معرفی_کتاب #فیه_ما_فیه