زنانگی و کار

گفت : من این همه درس خوندم که مفید باشم ...

گفتم: مفید بودن یعنی اینکه تجارت کنی و درآمد داشته باشی ؟ تعریف دیگه ای نداره ؟

گفت : کار نکنم که محتاج پول تو جیبی شوهرم میشم ...

گفتم : کلا تو مشکلت با زن بودنت هست و ربطی به شوهرت نداره..

گفت : منظور ؟

گفتم : تو حس میکنی مفید بودن یعنی پول درآوردن و حالا که شوهرت پول در میاره و تو نه پس اون مفیده برای زندگی و تو نه ...

گفت : نه .. الان تو من بگو من برای چی اینهمه درس خوندم پس ...

گفتم : واقعا منم نمیدونم چون روز اولم که ما رفتیم مدرسه بهمون گفتن خوب درس بخونید که کار خوب پیدا کنید پس طبیعتا درس خوندن برای کار بوده ...

گفت : پس من باید کار کنم..

گفتم : من نمیگم کار نکن ولی میگم زن بودنت را فدای کار نکن ...

گفت : یعنی چی ؟

گفتم : کم کم سخت میشی ، دیگه اشکت دم مشکت نیست ، دیگه حضورت تاثیر گذار نیست ، دیگه باید کتونی پات کنی ، باید کت و شلوار بپوشی ، باید دروغ بگی ، باید یکم لات شی ....

گفت : حس نمیکنی داری چرت و پرت میگی ؟

گفتم : خوب دیر دارم بهت میگم ، تو هم مثل خیلی از زنای دیگه ، مرد شدی ، من از مردانگی باید با تو بگم ...

 

 

 

الان این عکس از کتاب "زبان بدن" هست ، یک نویسنده با تجربه آمریکایی نوشته و خوب کتاب جالبیه ولی موضوع پست من چیز دیگری است ... اگر بخواهید تو زمین زن ها بازی کنی باید مردانگی را فدا کنی و اگر بخواهی تو زمین مردان بازی کنی باید زنانگی را فدا کنی و تجارت امری مردانه است و البته که ما تاجرهای موفق زن هم داریم در دنیا ولی موضوع موفقیت نیست موضوع احساس رضایت شخصی است که آیا زن از فقدان زنانگی اش حالش خوب است یا نه ؟

 

 

** تو این که چاره ای نیست و گاهی باید کار کنند همه شکی نیست ...

 

 

#معرفی_کتاب #زبان_بدن