کلاس پنجم دبستان معلم ما رای گیری برگزار کرد تو کلاس تا مبصر کلاسمون را انتخاب کنه ...

35 تا دانش آموز داشتیم نفری یک رای و خود معلم هم رای نمی داد ...

من و همسایمون تو یه کلاس بودیم ولی تازگی تو محله سر اینکه من موقع یارکشی فوتبال ، اون رو انتخاب نکردم با هم قهر بودیم :) ...

رای گیری انجام شد و رفتیم سراغ شمارش آرا تو کلاس ...

34 نفر با یک رای ( یعنی هرکس به خودش رای داده بود ) و من با دو رای که یکیش خودم به خودم رای دادم یکیم این همسایمون به من رای داده بود که حالا یا پاچه خواری یا سیاست :) ...

همون روز هم تودیع و معارفه سر کلاس انجام شد و من رسما شدم مبصر کلاس 5.1 ...

دیگه از فرداش بساط داشتیم دیگه ، خوب ها بدها مینوشتیم و یا از بچه ها تو زنگ تفریح ساندویج باج می گرفتیم بعد اسمشون رو تو خوب ها مینوشتیم و ...

من همیشه این یک رای تاثیر گذاری که این رفیقم به من داده بود رو مخم بود ، هر کاری هم که می کردم باز احساس می کردم جبران نکردم و اونم نامرد اصلا به روم نمیاورد و این من رو بیشتر تو فکر می برد ...

اگر قرار بود زیرآب کل کلاس را بزنم ، اون رو یجوری قاطی نمی کردم ، اگه همه تو بدها بودند اون تو خوب ها بود ، هر تخلفی هم می کرد تا دو سه بار اول خودم را به ندیدن می زدم و ...

من همه جا سهمش رو از انتخابم کنار گذاشتم و گذشت و ما بزرگتر شدیم ...

یه روزی شنیدم دختر وزیری گفته بابای من زمان جنگ فلان کرده پس الان حقشه هرچی بخوره ...

یه روز دیگه شنیدم یکی گفت ما دست چپ امام بودیم ...

یه روز یکی گفت ما بین دست چپ و راست امام بودیم ...

یه روز یکی گفت اصلا امام نبوده ما بودیم ...

خلاصه هرکسی یه جا از امام را برای خودش کرد و سهم ما هم ... هیچی بیخیال :) ...

 

 

یه حرف میخوام بزنم میترسم بلاکم کنند بعد بیان تو چین بگیرنم :)) چه کاریه ، شماها باهوش هستید خودتون می فهمید ...

 

#معرفی_کتاب #حدیث_سحرگاهان

 

 رای تاثیرگذار!!!