ادامه مبحث اعتماد به نفس.

 در این یادداشت از کتاب "باز هم من" نوشته خانم "ورنا کاست" استفاده می کنم.

 خانم کاست در این کتاب فوق العاده روی موضوع شکل گیری هویت شخصی در جامعه امروزی و به خصوص نسل جوان با توجه به معیارها و الگوهایی که اخیرا در سطح جامعه ابراز شده و الزاما همه آن ها هم درست نیست ، بحث می کند.

 در بخشی از کتاب ایشون روی موضوع اعتماد به نفس تحلیل هایی را وارد کرده اند که من با استفاده از متن کتاب تحلیلی شخصی از این موضوع را آماده کردم امیدوارم که مفید باشد.

 از متن کتاب :

"اعتماد به نفس ، یعنی اعتمادداشتن به توانمندی های خودمان،این احساس که می توانیم کاری را از پیش بریم یا تغییری ایجاد کنیم.اینکه انسانی می تواند دست به عمل بزند و در زندگی خود تغییر ایجاد کند."

 ----

 اگر بخواهم خیلی ملموس این پاراگراف را شرح بدهم میتوانم به این مثال اشاره کنم که ، فرض کنید میزان تسلط شما در پختن ماکارونی 50 از 100 هست ، حالا اگر کسی از شما بپرسد که آیا می توانید برای فلان وعده غذایی ماکارونی برای ما درست کنید ، اگر شما بگویید بله من می توانم یعنی شما توانایی های خود را به سطح آورده اید و می توانید ابراز کنید ولی اگر بگویید خیر ، با وجود اینکه می توانید ، یعنی شما اعتماد به نفس لازم را ندارید .

 حالا اگر از شما بپرسند توانایی پخت ماکارونی در شما از 100 چقدر است ، اگر بگویید 70 شما دچار اعتماد به نفس کاذب هستید و اگر بگویید 30 شما دچار کمبود اعتماد به نفس هستید وقتی می دانید که نمره شما 50 است و شهامت ابراز حقیقت را ندارید و گاهی بیشتر از واقعیت می گویید و گاهی کمتر یعنی شما با مساله اعتماد به نفس درگیر هستید.

 درمحیط کار ، رابطه ، سطح مالی و ... در زندگی خود نگاه کنید و در هر کدام از سطوح موضوع اعتماد به نفس خود را بررسی کنید.