یادداشتی بر سریال شهرزاد قسمت هفدهم



خدا شانس بده

خدا شانس به کی داده ؟ منظورم اینه که شانس را به من معرفی کنید ، جنسش چیه ؟ چی بدست بیاری یا از دست بدی خوش شانسی ؟

مثلا اونایی که باباهاشون 40 سال پیش که از طالقانی تا کیلومترها هیچی نبود و رفتن و با پرتاب سنگ زمین خریدند خوش شانس هستند ؟ احتمالا پدران آنها همان احمق های آن دوران از دید دوستان و آشنایانشان به خاطر خرید بیابان نبوده اند ؟

من چه می کنم ؟ تو چه می کنی؟ دیگران به کرده ما چه نظری ارائه می دهند ؟

اگر خطای امروز من موجب سعادت فردای فرزندانم شود آیا آنها خوش شانس هستند ؟

از هر دری که به مقوله شانس نگاه کنیم ، تضاد آن را در خودش خواهیم یافت ...

ما انسان هستیم ، همه در یک سطح . فقط چون خودمون با عقل انسانیمون روی سطوح زندگی ارزش گذاری کردیم در دوران مختلف زندگیمان به عده ای می گوییم خوش شانس و عده بدشناس .... شانسی که ما تعریف کردیم نه جهان.

یادداشتی بر سریال شهرزاد قسمت هفدهم



چشم دیدن کسی قوی تر از خودم در حوزه تخصصی خودم را دارم ؟

وقتی مبتلا نشده باشی به موضوعی که من تو ذهن دارم به احتمال خیلی زیاد جوابتون مثبت هست ولی وقتی مبتلا می شی میبینی که همیشه اون مدلی که ما فکر می کنیم نیست .

کلا ابتلا همه چیز رو عوض می کند و قضاوت نسبت به آدم ها از این روست که ما تجربه شرایط آن ها را نکرده ایم .

یادمه تو یه برنامه تلویزیونی رامبد جوان یه حدیثی منتسب به امام صادق خوند که تا مدت ها موضوع اول فکری من بود و به نحو احسن تو زندگیم تجربه اش کردم .

گفت : هرکس کسی را به خطایی که کرده است سرزنش کند ، نمیرد تا خود به آن عمل مبتلا شود .

و من شدم .

کلا صحبت هایم از تیتری که نوشتم فاصله گرفت ولی عیبی نداره من که کتاب نمی نویسم که موضوع را بخوام دنبال کنم ، دارم دلنوشته می نویسم یه عده اهل دلم میخوننش ...

بدترین کاری که ممکنه یه انسان روی زمین بکنه از نظر من چیه ؟؟؟ سر بریدن انسانی بی گناه ؟ قتل برای کسب قدرت ؟ دزدی ؟ یا ....  هر جی تو این لیست بزارم حالا مطمئن هستم که من هم ممکنه به اون گرفتار بشم و اونی که در آن هست به آن مبتلا شده است و روزی شاید مثل من آن را عملی احمقانه و نامردی و ... می دانست .

داعش ... نیم دونم فیلم بادیگارد که حاتمی کیا ساخته را دیدید یا نه ، اونجایی که یه عامل انتحاری بمب به خودش بسته و میاد این وزیری که حاج حیدر بادیگاردش هست را بکشه ، شاید همه به عکس العمل حاج حیدر یا وزیر یا ... فکر کردند ولی من تا وسطای فیلم به فکر اون کسی بودم که عامل انتحاری به خودش بسته بود ، اون داعشی یا اون بن لادنی یا .... چرا ؟  اگر اون آدمی که ریش های بلند و دندان های کثیف داره و لباس سیاه پوشیده است را لباسی سفید و ریشی کوتاه و دندانی تمیز بود آیا به همانند کسانی نبود که خیلی از ما دوست داشتیم با اون در ارتباط باشیم (مرادم از دندان و لباس و ... درونیات آن شخص است).

منی که داعشی نشدم ، شاید چون بابام داعشی نبوده 

منی که شیعه شدم خوب بابام شیعه بوده

من که از دزدی بدم میاد خوب چون بابام جلوی من دزدی نکرده که ترسش بریزه

یا ....

من و تو اگر تغییر نکنیم به مرگ جاهلیت مرده ایم .

یه زمانی انقدر از مذهب شیعه دفاع می کردم که انگار اگر کسی خطی در آن وارد می کرد همه ارزشی که من برای خودم خریده ام از بین می رفت . ولی الان سعی می کنم به هر کس به اندازه دنیایی که داره احترام بزارم حتی اگر دنیای اون در جنگ است با دنیای من .

دنیای آدم ها خیلی عجیبه .... کاش یه روز حوصله کنم بشینم ازفکرهایی که تو 13 فروردین امسال تو یه مهمانی خانوادکی توی سرم گذشت ، بنویسم .

یادداشتی بر سریال شهرزاد قسمت هفدهم



اگر بچه نخواد اونی بشه که پدر و مادر می خواهد ، چی میشه ؟؟

پسر خوب ، پسر شیطون ، بی ادب ، بی تربیت ، بچه زرنگ ، بچه فهمیده ، بچه خنگ  و ...

شما چقدر شبیه اونی شدید که پدر و  مادر می خواست ؟

خوب جواب من ...

در ظاهر خیلی شبیه اون پسر دلخواهشون شدم ولی از درونم جنگی بود عمیق که من حالم از این نقاب به هم میخوره ...

وقتی افتادم تو مسیری که درونم و نقابم را همشکل کنم ماجراهایی برای من ساخت ...

پدر و مادر محکوم نیستند ... ما هم محکوم نیستیم ...

خاصیت زندگی اینست ... 

من به شخصه شک ندارم که پدر و مادرم نهایت چیزی که برای من مفید میدانستند را برایم انجام داده اند حالا اینکه الان من نقد می کنم گاهی به آنها ، زیر سوال بردن آن ها نیست ، کمک به خودم هست برای تشخیص قسمت هایی از مسیر که اشتباه رفته ام ...

جدیدن خیلی تو خاطرات بچگیم سیر می کنم ، کم کم داره بیشترم یادم میاد ... 

کمکم میکنه که بدونم چرا الان بعضی تصمیماتم خیلی عجیب غریبه ...

حرف آخر : بچه نمیتونه اونی که پدر مادر میخواد نشه ، فقط میتونی در آینده جلوی این زندگی ناخواسته بایسته و همه زخم هایش را تحمل کنه و تنهایی هایش و تحقیرهایش و بعضی مواقع لذت هایش را به جان بخرد....

یادداشتی بر سریال شهرزاد قسمت هفدهم