یادداشتی برای فیلم Room


خلاصه فیلم ::

داستان در مورد پسربچه ای 5 ساله و با روحیه بنام "جک" می باشد که مادر دلسوزش از او مراقبت می کند. مثل تمام مادرهای مهربان دیگر، مادر جک هم خودش را وقف جک می کند تا او خوشحال و در امان باشد. اما زندگی آنها معمولی نیست، آنها درون مکانی محبوس شده اند که آن را "اتاق" می نامند. تا اینکه سرانجام حس کنجکاوی جک، مادر را مجبور می کند که ریسک کند از آنجا فرار کنند و دنیای بیرون را ببینند...

یادداشتی برای فیلم Room


گاهی فراموش می کنیم ، دعاهایی که کرده ایم

یادتون میاد آخرین باری که حال خوبی بهتون دست داد و دعایی کردید یا اگر معتقد نیستید به خدا به هر حال یه گفت و گوی درونی با کائنات انجام دادید را ؟

یادتون مونده چه آرزویی کردید ؟

اگر گرفتاری که الان در آن هستید پیش نیازی است برای رسیدن به آن دعایی که آن روز کردید پس چرا این همه گلایه داریم ؟ از چه نالانیم ؟ ما داریم به ارزمون می رسه و این بهاشه که باید پرداخت بشه .

نکنه دلتون میخواد همینجوری بدون بها به ارزشی برسیم ؟ مگه میشه ؟ 

من معمولا روزهای خیلی خاصی که یه اتمسفری ایجاد میشه تو جامعه برای آرزو کردن و دعاکردن مثل لحظات تحویل سال یا شب های قدر یا ... سعی می کنم آرزوها و گفت و گوهای درونیم را یادداشت کنم و وقتی تو سختی هایی که تو زندگیم رخ میده بر می گردم به این یادداشت ها خیلی چیزهایی می بینم که کلی از بار اون فشار کم می کنه.

یادداشتی برای فیلم Room



وقتی به مادرم فکر می کنم ، وقتی به پدرم فکر می کنم

خوب نگاهی تحلیلی برای درک شرایط فعلی به پدر و مادر ، همسو نیست با اون موضوع بی احترامی یا قدرنشناسی به این بزرگواران پس گاردی ایجاد نشه .

من خودم از نسلی بودم که یا بهتر بگم از خانواده ای بودم که کنترل امور بیشتر با مادر خانواده بود و پدر خانواده بیشتر به موضوع هزینه های زندگی می پرداخت و شاید من کمترین رنگ را از پدرم دارم در مراحل رشدم هرچند خیلی از حرکاتی که انجام میدهم یا اخلاقیاتم را اطرافیانم می گویند که شبیه پدرت هستی ولی خوب تاثیر ایشون روی روان من در دورانی روان من در حال شکل گیری بود در حداقل ممکن بود .

این چه اتفاقی را موجب شد ؟

وقتی رابطه یک پسر با پدرش در مراحل رشد شخصیتش کم باشه احتمالا با یه سری مشکلات اساسی روبرو میشود که البته این را هم بگم حتی اگر رابطه خیلی نزدیکی داشته باشند هم باز هم مشکلاتی از نوعی دیگر شامل حال آنها میشه که در روانشناسی تحلیلی به این موضوع عقده پدر مثبت و عقده پدر منقی ( یا پدر غایب ) گفته می شود.

نمی خوام وارد موضوع عقده پدر منفی یا مثبت بشم ولی می خوام مسیری که با رفت تا تاثیر این عقده پدر منفی را به حداقل برسانیم را بگم شاید برای شما هم کاربردی باشه.

خوب وقتی پدری غایب باشد ، نه از لحاظ فیزیکی بلکه از لحاظ روانی ، استخوان بندی روانی پسر شکل نمی گیره یعنی مردانگی پسر یا باید به دست پدر ثانی شکل بگیره مثل یک مربی یا .... و یا خود پسر با قبول سختی هایی روانی این مسیر را طی کند و مسلما با کلی اشتباهاتی که در مسیر مرتکب می شه و مجبوره بهایش را بدهد .

معمولا در خانواده های ایرانی عقده پدر منفی همراه است با عقده مادر مثبت یعنی یک مادر به شدت حامی که همه نبودن های پدر را جبران می کند ولی خوب این شاید به نظر خیلیم خوب برسه و همه بگن جبران نبود پدر میشه ، درحالی که اصلا این طور نیست .

وقتی پسری مادری به شدت حامی داشته باشه و پدری غایب از لحاظ روانی احتمالا بزرگترین مشکلش در زندگی پذیرش مسئولیت میشه و در روانکاوی تحلیلی این نوع پسر ها یا دخترها را نوجوان ابدی می گویند که خیلی خوش مشرب و جذاب و تو رابطه عالی هستند ولی زمانی که رابطه بخواد ایجاد مسئولیت کنه کنار میکشن و یا کارهایی که برای اون ها تو محل کار ایجاد مسئولیت کنه که مثلا ساعت فلان بیاد فلان روز فقط مرخصی و ... اصلا با روان اینان سازگار نیست .

احتمالا نویسنده شازده کوچولو را میشناسید ؟ متنی که اون نوشته را یه روانکاو یونگی تحلیل کرده و دقیقا به این موضوع رسیده که اون یک شخصیت نوجوانی ابدی داشته.

شاید یکی از قشنگ ترین مباحثی بوده که تو چند سال اخیر باهاش روبرو شدم پیشنهاد میکنم کتاب نوجوانی ابدی و نبوغ خلاقانه را بخونید .

خواستم کم باز کنم موضوع را و جمع بندی کنم دیدم اصلا نمیشه بازش کرد ، چون باز بشه به این راحتیا بسته نمیشه.

یادداشتی برای فیلم Room


بیشتر وقت ما تو زندگی صرف گذشتن از اتاق هایی میشه که ناخواسته در اون ها قرار گرفته ایم

نمیدونم بگم ناخودآگاه جمعی که در بدو تولد در روان ما حک شده یا بگم تربیت والدین یا مدرسه یا .... به هر حال ما تا سنی که بتونیم این درگیری و چالش را با خانواده ایجاد کنی برای استقلال ، درگیر این حک شدن های مدام روی ناخوآگاهمان هستیم و خیلی هایش را نمی توانیم رد کنیم و نپذیریم.

حالا یک فضای استقلال یافته ایجاد شده و می خواهیم به خود واقعی مان برسیم . اگر حس می کنید خیلی سریع این اتفاق می افته مسلما در اشتباه هستید چون یک شبه در روان شما نشسته نشده که یک شبه بره و جایگزین شه با تصویر واقعی .

استاد ما می گفت اگر شما خاطراتون از قبل از 12 سالگیتون را به یاد نمیارید به خاطر حجم زیادی از عقده  ها و تصاویر روانی است که در ناخودآگاه شما ثبت شده و شما می ترسید اگر آن ها کنار بروند همه شخصیت و ماسکی که ایجاد کرده اید متلاشی بشه و نابود بشید و این ترس برای خیلی ها تا پایان زندگانیشون ادامه پیدا می کنه و اونا هیچ وقت خود واقعیشون را درک نمی کنند که بتونند زندگیش کنند .

این که می گن یک ساعت تفکر به از 70 سال عبادت ، تفکر روی خود است .

هرجا حس کردید ترس دارید از روبرو شدن به نظر من بهایش را به جان بخرید و روبرو بشید با اون ، من تازگی ها با یکی از این ترسهایم روبرو شدم و چنان سیلی محکمی خوردم به خاطر خام بودنم که هنوز دارم دور خودم می چرخم ولی خوشحالم که این بها به موقع پرداخت شد و دری باز شد.

البته در نظر داشته باشید که هیچ گاه این درها پایانی نداره و هر دری شما را به خود حقیقیتان نزدیکتر می کنه و وقتی همه درها تمام بشه شاید نماد انسان کامل شکل بگیره ولی معمولا عمر زمینی ما فرصت خیلی کمی است برای گشودن همه درها ...


یادداشتی برای فیلم Room


فضای جدید هم نیاز به آزمایش دارد و هزینه های خودش

بعد از اینکه از مرحله ای در زندگیتون گذر کردید مسلما یک پله رشد کرده روان شما و هزینه های اون رو هم پرداخت کردید و این به این معنی نیست که بازی تمام شده . شما وارد مرحله بعد شدید و هزینه های جدید با دستاوردهای جدید و بهشتی جدید که در ذهن می پرورانید .

پس فایده مرحله قبل چی بود.؟

دیگه اتفاقاتی از اون دست در زندگی شما حال و احوال شما را بهم نمیریزه بلکه راحل یا حلش می کنید یا حضمش می کنید و فروپاشی مثل بار اول را تجربه نمی کنید.

کارگردان: Lenny Abrahamson
ژانر: درام
بازیگران: Brie Larson , Sean Bridgers, Jacob Tremblay
سال تولید: 2015