خیلی کم پیش میاد برم سراغ تماشای سریال ولی راستش نه به خاطر بازیگرای خاص سریال شهرزاد یا کارگردانش یا مدل فیلمش بلکه کلا به خاطر خواننده تیتراژ فیلم یعنی محسن چاووشی مایل شدم یکی دو قسمت از این سریال را ببینم که اتفاقا خوشم اومد از سریال و احتمالا گه گاه یادداشت هایی در باب این سریال بنویسم .

یادداشتی بر سریال شهرزاد


تو یه نگاه کلی به نظر من این فیلم مجموعه ای از شخصیت هاست و واکنش این مدل از شخصیت ها در مواجهه با اتفاقات مختلف.

این که فیلم تو چه دهه ای داره اجرا میشه یا چقدر تو انتخاب بازیگر قوی بودند که به نظر من خوب بوده ، مهم ترین نکته ای که به نظرم این فیلم را برای من جذاب کرده نمایش تفاوت دیدگاه دو نسل مختلف هست البته که شما با تماشای فیلم صرفا به این موضوع پی نمی برید و من طبق عادت کمی در حین فیلم فکر های تحلیلی رو فیلم می کنم .

احساس می کنم دهه 50 و تا اواسط 60 تقریبا نسلی هستند که خیلی با هم سازگار هستند و اوج ناسازگاری بین متولدین این دهه ها و دهه ها اواسط 60 و 70 و ... می باشد به دلیل به نظرم افزایش سن ازدواج از دهه 60 به بعد .

همین الا شما به خانواده خودتون که نگاه کنید احتمالا تنش بین پدر شما با پدربزرگتون خیلی کمتر بوده تا تنش میان شما و پدرتون و احتمال خیلی زیاد سن بین پدر شما و پدربزرگتون نسبت به سن شما و پدرتون هم خیلی کمتر بوده پس من این اختلاف ززیاد دیدگاهی بین این دهه ها را از این افزایش سن ازدواج میدونم .

مجددا ذکر کنم که نظر بنده هست و الزامی وجود نداره همه کارشناسان این حوزه تایید کنند :) .

سریال شهرزاد از ماجرای نامزدی  پسر(فرهاد) و دختر(شهرزاد) محوریت داستان را شروع می کند و پای شخصیت اصلی داستان یعنی آقا بزرگ (علی نصیریان) برای کلیه تغییرات مورد نیاز برای کش دادن به سریال باز می شود.

سعی می کنم اگر جایی از سریال بود که چراغ خاصی را در ذهنم روشن کرد حتما یه پست در موردش ارائه بدم . تا الان به صورت یک روزه 5 قسمتش را دیدم .