ارتباط بهتر با دیگران با پذیرش خود

منظور از پذیرش خود این است که خود را در تمامیت خویش بپذیریم. تمامیت هرگز با کمال یکسان نیست. کل، هم شامل کمال است و هم نقصان و کاستی. بنابراین اگر ما خود را پذیرفته باشیم، هم قدرت ها و توانایی های خود را می بینیم و هم ضعف ها و ناتوانی های خود را؛ هم بخش های رشد یافته ی خود را و هم بخش هایی را که از آن غافل بوده ایم و به انکشاف و رشد نیاز دارند. از این رو، نه خود را موجودی کمال یافته می دانیم، و نه دیگران را. به همین سبب، ضعف ها و نارسایی هایی که در دیگران می بینیم، سبب نمی شود ایشان را کم ارزش یا بی ارزش تلقی کنیم. ایشان هم چون خود ما، در فرآیند رشد فردیت قرار دارند و هم چون خود ما ارزشمندند.

این نکته را هم باید اضافه کنم که تا ما ضعف ها و نارسایی های خود را نبینیم و آن را بخشی از وجود خود ندانیم، برای رشد آن ها نیز نمی توانیم گامی برداریم. نخستین گام در فرآیند رشد فردیت، پذیرش خود است. وقتی ما به ضعف ها و کاستی های خود اذعان می کنیم، هم زمان مسئولیت تغییر آن نیز بر دوش ما قرار می گیرد. پس نمی توان گفت: «من، همینم که هستم!» این آگاهی وظیفه ی ما را برای تغییر و رشد سنگین تر می کند. از سوی دیگر، پذیرش دیگران نیز به همین معناست.یعنی همان گونه که ما مسئول رشد خویش هستیم، باید به اطرافیان خود کمک کنیم در فرآیند رشد فردیت، گامی به جلو بردارند. این امر هم از یک سو به سود ایشان است، و هم از سوی دیگر محیط رشد و شرایط بالندگی را برای خود ما مناسب تر می کند. اگر کمک کنیم دیگران هم به پذیرش خود دست یابند و در فرآیند رشد فردیت گام بردارند، آن ها  نیز ما را بهتر خواهند پذیرفت، و در این فرآیند متقابلاً کمک حال یکدیگر خواهیم بود. این است معنا و مفهوم یک جامعه ی انسانی.